تبليغاتX
زندگی تکرار لحظه هاست

زندگی تکرار لحظه هاست

لازمه بگم

خانمی بعد از ساعت‌ها کار، دفتر کارش را ترک میکند؛ او کودکی را می‌بیند که کنار جاده ایستاده و در حال گریه کردن است. این خانم دلش به حال کودک می‌سوزد، بنابراین از او دلیل گریه‌اش را می‌پرسد. کودک توضیح می‌دهد که گم شده و از خانم می‌خواهد که او را به خانه‌اش برساند و کاغذی را به او می‌دهد که آدرس خانه‌اش روی آن نوشته شده بود زن که فرد مهربانی بوده، تصمیم می‌گیرد کودک را به خانه‌اش برساند؛ بدون اینکه به چیزی مشکوک شود.
وقتی به خانه می‌رسند، زن زنگ در را می‌فشارد اما دچار برق‌گرفتگی شده و بیهوش می‌شود. فردا صبح وقتی به هوش می‌آید، می‌بیند که در خانه‌ای خالی روی زمین افتاده است، او حتی متجاوزان را ندیده بود !
توصيه ميشود هیچ‌وقت کودکی را به مکانی که می‌گوید، نرسانید و در صورت اصرار و التماس او، او را به ایستگاه پلیس تحویل دهید.
بهترین کار در حق بچه‌های گمشده، تحویل به ایستگاه پلیس است.
لطفا این مطلب را به اشتراک بگذارید . اشتراک گذاری این پست حتی برای هزاران بار، بهتر از وقوع یک فاجعه دیگراست.

"خیلی ناراحت‌کننده است که امروز نمیتونیم حتی به بچه‌ها کمک کنیم"
"خداحافظ من ديگه آپ نميكنم چون كار دارم نمي تونم بيام اينم لازم بود بگم"

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم آذر 1390ساعت 17:25  توسط Vahid & Goli  | 

سنگهای ماه تولد


فروردین                        

 گوهر: الماس         Diamand          مشخصه:  پاکی

 

اردیبهشت                      

 گوهر: زمرد             Emerald            مشخصهعشق

 

خرداد                              

 گوهر: مروارید              Pearl              مشخصه:  ثروت

تیر                          
 گوهر: یاقوت سرخ          Ruby            مشخصه:  آزادی

مرداد                         
 گوهر: پریدوت         Peridot              مشخصه:  دوستی
 گوهر: یاقوت کبود      Blue Sapphire        مشخصه:  راستی

مهر                               
 گوهر: آپال                     Opal                  مشخصه:  امیدواری
 گوهر: سیترین          Citrine               مشخصه:  صداقت

آذر                          
 گوهر: فیروزه          Turquasie            مشخصه:  موفقیت

دی                         
 گوهر: گارنت            Garnet               مشخصه:  ثبات

بهمن                         
 گوهر: آماتیست         Amethyst          مشخصه:  خلوص و نیت
اسفند
 گوهر: آکوامارین  یا مرجان         Aquamarine        مشخصه:  خرد
+ نوشته شده در  جمعه چهاردهم مرداد 1390ساعت 11:17  توسط Vahid & Goli  | 

روز جدایی

اگر در خواب  می دیدم غم روز    جدایی    را                                                   

به   دل  هرگز  نمی دادم   خیال  آشنایی  را

 

جدایی گر نیفتد دوست  قدر دوست کی داند

شکسته استخوان   داند  بهای  مومیایی  را

 

کسی تا خود نبیند جای خالی را ز  محبوبش

کجا  داند  قدر   آن   وصال   و   آشنایی   را؟

+ نوشته شده در  یکشنبه شانزدهم آبان 1389ساعت 2:38  توسط Vahid & Goli 

وايسا دنيا

من دیگه خسته شدم بس  مه  چشام     بارونیه   

پس دلم   تا   کی   فضای   غصه  رو      مهمونیه

من  ديگه  بسه  برام  تحمل  اين    همه       غم
بسه  جنگ  بي   ثمر   براي   هر   زياد   و     كم


وقتي فايده اي نداره . غصه  خوردن واسه    چي
واسه عشقای تو خالی ساده مردن  واسه   چی


نميخوام    چوب     حراجي    رو   به  قلبم    بزنم

نميخوام   گناه     بي   عشقي     بيفته    گردنم


نميخوام  دربه  در  پيچ  و   خم  اين    جاده    شم
واسه  آتيش    همه    يه    هيزم     آماده    شم


يا    يه    موجود   كم   و   خالي    پرافاده    شم

وايسا دنيا ،  وايسا   دنيا من  ميخوام  پياده   شم


همه حرف خوب  ميزنند  اما  كي  خوبه  اين  وسط
بد و خوبش  به  شما   ما  كه   رسيديم   ته   خط


قربونت   برم   خدااا   چقدر     غريبي    رو    زمين

آره  دنيا   ما   نخواستيم   دل  با   خودت    ندییيم


نميخوام  دربه    در  پيچ  و   خم   اين  جاده   شم
واسه   آتيش    همه   يه    هيزم    آماده     شم


يا  يه  موجود   كم    و    خالي    پرافاده      شم

وايسا دنيا ،  وايسا دنيا  من  ميخوام   پياده   شم


اين همه   چرخيدي  و  چرخوندي آخرش چي شد

اون  بلیط    شانس    بگو    قسمت    كي    شد


همه درويش همه عارف جاي عاشق پس كجاست

این همه طلسم و ورد جای خوش   دعا   کجاست


نميخوام  دربه   در پيچ   و   خم   اين   جاده   شم
واسه    آتيش    همه    يه    هيزم    آماده   شم

يا   يه   موجود    كم   و    خالي    پرافاده    شم

وايسا  دنيا ، وايسا  دنيا  من  ميخوام  پياده   شم
                  
+ نوشته شده در  یکشنبه بیستم تیر 1389ساعت 19:45  توسط Vahid & Goli 

SOrry

H! All 

man in ROoza Nemitonam 

Biam NET Sorry All

DoOseTOon DaraM Jijala :XXx

+ نوشته شده در  شنبه دوازدهم تیر 1389ساعت 13:57  توسط Vahid & Goli 

ROoZ DaDy MobaraK

 

CheTOoOoORiIIN DoOoOMsAYe Ajili Goli KhOWdaM:D:xXX

 kheiiiliii DomSetOooOoN Daram:)

 Goli Nemidone ke man Omadam Up kardam:)

Goftam Supraiiz Beshe Ajiiliiii:xXx

OkhE ajili BoozooRgame Dg Dosesh Midaram:xXx

Ajili Sorry Age Bedone Ejaze Up kardam VoSat:(

KhoOoOoW Bacheha KhoDeTOoOoN KhoOoOWin?

KhOoOOSHin ?

SalamaTIN???

EmetehanaRo ChejooRii GooZaroonDiin???

 Ra$! ROoOZ DaDy MoO_OoBaraK

KHOOOW Dg meSe in ke Ziiyadii HarfiiDam:D

MoZAhem nemiiSham Montazere Cm Hasam

Remote kiSS

Movafaght BoJiN

Bye:XxX

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم تیر 1389ساعت 19:32  توسط Vahid & Goli 

یعنی واقعا عاشقی..............؟؟؟؟؟

سلام دوست گلم

مطلبی که در زیر خوندین همش احساساتی بودن که تو یه لحظه به ذهنم خطور کردن

وگرنه من عاشق نیستم

شاید تو یه دوره ای از زندگیم عاشق بودم........( الكي )

این مطلب رو به حساب عاشق بودنم نذارین.

به حساب این بذارین که من خیلی نکته بین هستم..........

چون با اینکه عاشق نیستم ولی درک می کنم همه ی عاشقا رو.............

حالا عاشقی که عاشقی...........

می گی چیکار کنم؟؟؟؟.......

جولوی خودتو نگير گریه کن گریه قشنگه........

چه زود هم بهش بر می خوره!!!!!

گریه نکن بابا..............الحق که عاشق دل نازک داره.........

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم خرداد 1389ساعت 19:7  توسط Vahid & Goli 

داستان واقعی من و تو...

                      تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری 
ششم www.pichak.net کلیک کنید

من و تو! هنوز با هم آشنا نیستیم.اصلا نمیدونیم کی هستیم؟!

من و تو! من می شناسمت اما تو نه...

من و تو! هنوز هیچ حسی بهت ندارم.تو هم!

من و تو! میخوام از یه جایی شروع کنم، تو هم منتظری...

من و تو! تازه اول راهیم...راهی که نمیدونیم تهش چی میشه!!!

من و تو! دارم سعی میکنم که دوست داشته باشم اما تو...

من و تو! اولین دعوامون شروع شد...

من و تو! یه هفته ای با هم سر سنگینیم.

من و تو! بعد این دعوا بیشتر دوست داشتم...تو تازه ازم خوشت امده بود!

من و تو! هر روز بیشتر با هم آشنا میشدیم.بهم عادت کرده بودی و بهت وابسته شده بودم...

من و تو! اخلاقات دستم اومده بود...اما بازم غیر قابل پیش بینی بودی.

من و تو! هفته ها...ماه ها...می گذشت و تو برام شده بودی یه عشق و من برای تو یه آشنا!

من و تو! 1 سال گذشت...وارد 2سال شدیم...هنوز با هم خوب بودیم...

من و تو! صدات برام آرامش بود...زمان داشت به سرعت می گذشت و من سرمست بودم...

من و تو! فکر میکردم دیگه ماله خودمی...خیالت راحت بود که مال من نیستی...!

من و تو! همه جا از تو تعریف میکردم تو هم بهم گاهی یه نشونه هایی از دوست داشتن میدادی...!

من و تو! دلت برام تنگ می شد...چون عادت کرده بودی...دلم برات تنگ می شد چون عاشق بودم...

من و تو! 2سال تموم شد... وارد 3سال شدیم...و عشق من هرروز پایدارتر میشد!

من و تو! کمتر می تونستم ازت خبری داشته باشم...داشتی از دسترس خارج میشدی...

من و تو! دنبال بهونه بودی و منم بهانه دستت نمیدادم.

من و تو! چند هفته ازت خبری نداشتم...یهو برگشتی...گفتم دلم برات تنگ شده بود واقعا هم شده بود...گفتی منم دلم برای همه تنگ شده بود...!

من و تو! تو برام جزو همه نبودی...تو تنها بودی... اما من با همه بودم تو همون گاراژی که اسمش قلبه......!

من و تو! کمتر از یه هفته بعد این ماجرا بهانه گیر آوردی...!

من و تو! بهانت بی بهانه بود!!! بخاطر این بود که وقتی ناراحت بودی منم ناراحت میشدم...میگفتی گلی! میگفتم بله؟ چیزی شده؟... اما تو دیگه هیچی نمی گفتی...فکر میکردم سکوتت شاید از ناراحتی باشه اما تو یه رازی داشتی...

من و تو! بهت اصرار می کردم بی حوصله نباشی، چون میدونستم بعدش دعوا داریم...

من و تو! گوش نمیدادی بهم...حرف خودت رو میزدی...میگفتی باید تموم شه...

من و تو! عذاب وجدانت به کار افتاده بود...می گفتی آخرین راهه...چاره ای نداری...

من و تو! هر روز بیشتر از روز قبلش بهت احتیاج داشتم...گریه گریه گریه! همین

من و تو! هنوز نمیدونستم دلت جای دیگست...نمیدونستم توی این چند ساله به هیچی دل بسته بودم...

من و تو! آخرین بار بود...از بعدش خبر نداشتم...تو هم!

من و تو! دعوای آخرمون شروع شد...حرفاتو زدی...خام بودم و التماست کردم که نه!!! اما...

من و تو! خداحافظی کردی...رفتی...واقعا رفتی...تنها یادگاریهام چندتا عکس بود و حرفات و جات توی زندگیم...تو رویاهام...توی قلبم...

من و تو! از خاطرت رفت که چه خاطره هایی داشتیم...

من و تو! تو به این میگفتی مرد بودن یه مرد و من میگفتم نامردی...!

من و تو! زیر داستان بینمون رو امضا کردی...اما من جای امضا فقط یه قطره اشک گذاشتم...

تو.......! بی من...

من......! بی تو...

تو !................................................نمیدونم.

من ! تمومش کردم. تو رو تویه صندوق با خاطراتت حبس کردم و شروع به یه زندگی جدید کردم...

من ! نمیدونستم قراره همیشه حتی سایت باهام باشه...

من ! اعتقاد پیدا کردم به جمله ی اول قصه های مادر بزرگم...

درسته:

یکی بود یکی نبود....

                      تصاویر جدید زیباسازی وبلاگ , سایت پیچک » بخش تصاویر زیباسازی » سری 
ششم www.pichak.net کلیک کنید

+ نوشته شده در  جمعه بیست و یکم خرداد 1389ساعت 16:18  توسط Vahid & Goli 

صندلی داغ

سلام سلام به صندلی داغ مگس خوش آمدید .

جواب سوالات را در نظرات مگس بگذاری .

- نام و نام خانوادگی ؟

- آیا لقبی برای خود انتخاب کرده اید ؟

- لقب شما چیست ؟

- در چه سالی و چه روزی به دنیا آمید ؟

- با بچه - درخت - جیغ و شیر یک جمله بساز ؟ 

- مجردی یا متأهل ؟

- اگر با شوهرت / زنت دعوات بشه با چی می زنیش ؟

شوهرت / زنت را دوست داری ؟

- خوش تیپی یا معمولی ؟

- بچه مثبتی یا منفی ؟

- بیشتر کجا ولگری می کنی ؟

- معتادی یا سیگاری یا قلیونی یا هیچ کدوم ؟

- تا حالا عاشق شدی ؟

- وبلاگ مگس را دوست داری یا نه ؟

- حالا سه بار بگو هه هه هه .

با تشکر . گلی خانم - مگس جو و و و و و و ن

+ نوشته شده در  سه شنبه هجدهم خرداد 1389ساعت 1:36  توسط Vahid & Goli 

دلتنگی

روز بخیر شادی زندگیم

 

دلم برات تنگ شده شدید

 

اخه یکی نیست به تو یاداوری کنه

 

که منو چه به تحمل دوریه تو؟

 

منو چه به تحمل این همه فاصله؟

 

امروز ۵ قرن از اخرین سلاممون میگذره

 

دارم به تو فکر میکنم...خوداگاه

 

ناخوداگاهم دیگه اشباع شده از تو

 

۵ قرن هست که ازت خبری ندارم

 

میتونم خبر داشته باشم ها

 

ولی غرور نمیذاره...اصلا

 

خودت که منو خوب میشناسی

 

خودت که میدونی چقدر با غرور همسایه ام

                                  

دارم به تو فکر میکنم

 

زنگ تلفن منو به دنیای واقعیت دعوت میکنه

 

خداحافظی میکنم از تخیل

 

تو هستی

 

اخه تو از کجا میدونی که اینقدر دلم برات

 

تنگ شده...

 

که در لحظه زنگ میزنی

 

چقدر طعم خنده هات خوش رنگ تر شده

 

اینو حتی از پشت خط هم میتونم بفهمم

 

همین چندصدم ثانیه شنیدن صدای تو

 

برای من کافیه واسه تحمل قرن های

 

                         پیش رو...

 

عزیز روزهای دلتنگیم... دوست دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه پانزدهم خرداد 1389ساعت 18:51  توسط Vahid & Goli